نگاهي به پروژه ايرانهراسي رسانههاي آمريکا در سال 2011
چنديست که آمريکا رويکرد خود در قبال ايران را براي منزويسازي و اهريمنسازي آن دهچندان کرده است. براي آشنايي با اين فعاليتها ارائه برخي از آنها در يک سال اخير قابل توجه ميباشد. لازم به ذکر است که اين فهرست طبيعتاً يک فهرست کامل نميباشد.
|
|
نوع |
موضوع |
|
1 |
خبر |
ادعاي کنگره آمريکا مبني بر همکاري ايران با القاعده |
|
2 |
خبر |
ادعاي سيانان مبني بر کشته شدن دهها تن از نظاميان آمريکا توسط ايران |
|
3 |
خبر |
ادعاي سناتور آمريکا مبني بر حمله ايران به آمريکا تا سال 2015 |
|
4 |
خبر |
متهم کردن ايران به تلاش براي ترور سفير عربستان در خاک آمريکا |
|
5 |
وبگاه |
نمايش گاهشماري در وبگاه «اتحاد عليه ايران هستهاي» براي توجيه اقدامات خصمانه آمريکا عليه ايران |
|
6 |
فيلم مستند |
انتشار مستند «ايرانيوم» و متهم ساختن ايران به داشتن سلاح هستهاي |
|
7 |
فيلم مستند |
ادعاي حمله ايران به آمريکا از طريق بمب ايامپي |
|
8 |
فيلم سينمايي |
ساخت فيلم «تبديلشوندگان 3» و حمله آتوباتها به کشور هستهاي ايران |
|
9 |
سريال تلويزيوني |
معرفي ايران به عنوان کشوري تروريستي در قسمتي از فيلم «آشوب» |
|
10 |
انيميشن |
توجيه استفاده بمب اتم توسط آمريکا در جنگ جهاني دوم و تجهيز رژيم صهيونيستي به آن براي مقابله با ايران |
|
11 |
کارتون |
توجيه اذهان عمومي براي حمله آمريکا به ايران در کارتون «مرد خانواده» |
|
12 |
بازي رايانهاي |
تروريست اعلام کردن ايران، حمله به تهران و اشغال آن |
|
13 |
کتاب |
انتشار کتاب داستاني «آخرين پرواز کارل» و معرفي ايران به عنوان آغازگر جنگ جهاني سوم |
1. ادعاي کنگره آمريکا مبني بر همکاري ايران با القاعده
در 14 ارديبهشت 1390 (04/05/2011) کنگره آمريکا طي گزارشي مدعي شد که سپاه پاسداران ايران با شبکه القاعده در ارتباط است. مايکل اسميت نويسنده اين گزارش ادعا کرد: «ايران روابط کاري بسيار مستحکمي را با سران القاعده به وجود آورده است. اين رابطه به منظور مهار نفوذ آمريکا در خاورميانه و آسياي جنوبي به وجود آمده است. ايران از طريق اين ارتباط همچنين به القاعده کمک ميکند تا اين شبکه، تروريستها را تجهيز کرده تا حملاتي را عليه آمريکا و ديگر همپيمانان اين کشور انجام دهند و به همين منظور تمامي حمايتهاي مورد نياز براي گسترش القاعده را فراهم ميکند.»
وي در گزارش خود بدون هيچگونه استدلال و استنادي نوشت: «از زمان 11 سپتامبر 2001 تاکنون، اين همکاري بسيار قطعي شده است. صدها تن از اعضاي القاعده به همراه اعضاي خانواده سران اصلي القاعده همچون اسامه بن لادن در داخل ايران پناهنده شدهاند.»
2. ادعاي سيانان مبني بر کشته شدن 38 نظامي آمريکايي توسط ايران
شبکه خبري سيانان در پي يک حمله مرگبار به يک بالگرد آمريکايي در جنوب غربي کابل که منجر به کشته شدن 38 نفر از نيروهاي آمريکايي و افغاني شد، به رغم عدم وجود هرگونه مدرک و سند، انگشت اتهام را به سمت ايران گرفته و مدعي شد که ايران در اين کار دخيل بوده است.
فيلم مصاحبه
جان کينگ از سيانان با فرانسيس تاونسند، مشاور امنيت داخلي سابق جورج دبليو بوش، و براد ثور، رماننويس آمريکايي، مصاحبه نمود. در اين مصاحبه، براد ثور به سرعت چنين نتيجهگيري کرد که ايران مسئول اين حمله بوده و باعث شد تا جان کينگ به اين نکته اشاره کند که محل سقوط بالگرد ــ واقع در جنوب غربي کابل ــ به پاکستان نسبت به ايران بسيار نزديکتر است. اما اين گفته نيز مانع از اظهارات تاونسند، در اشاره به فرضيات بياساس تام کلنسي در مورد دخالت ايران در اين حادثه نشد.
براد ثور نيز در اظهارت خود مدعي شد که «دولت افغانستان کاملاً فاسد بوده و مملو از جاسوسان ايراني است.» وي در ادامه ادعاهاي خود ميافزايد: «ما هيچ مدرکي در مورد اينکه چه چيزي باعث سقوط اين بالگرد شده است نداريم، و اين حقيقت که ايرانيان نه تنها در دولت افغانستان کاملاً نفوذ کردهاند، بلکه از پشتيباني افراد محلي در حوزه پايگاههاي عملياتي ما و در سراسر افغانستان نيز برخوردار هستند مرا متعجب مينمايد. افراد طالبان توانمند هستند، اما آنها نفراتي بيش نبوده و قادر به انجام چنين کاري نيستند. من واقعاً فکر ميکنم که در اين کار هم ردپايي از همکاريهاي ايران با آنها وجود دارد.»
3. ادعاي سناتور آمريکا مبني بر حمله ايران تا سال 2015 به شرق آمريکا
سناتور اينهوفه به عنوان عضو کميته نيروهاي مسلح کنگره در صحبتهاي خود در اوکلاهاما براي رأيدهندگان، دست به بزرگنمايي در خصوص برنامه هستهاي ايران زده و آن را بسيار مرگبار ارزيابي کرد.
وي در سخنان خود مدعي شد: «ما ميدانيم ــ و حتي اين اطلاعات ديگر محرمانه نبوده و من ميتوانم به شما نيز بگويم ــ که ايران تا سال 2015 به توانمندي سلاحهاي کشتار جمعي براي هدف قرار دادن غرب اروپا و شرق ايالات متحده دست خواهد يافت. من اين اتفاق را قريبالوقوعترين تهديد فعلي کشور ميدانم. اين مشکلي است که ما با آن روبرو هستيم».
بر خلاف بيانيه اينهوفه، مايکل المن، کارشناس دفاع موشکي موسسه مطالعات استراتژيک و بينالملل آمريکا، موضع وزارت دفاع آمريکا را در اوايل سال جاري اين گونه توضيح داده است: «در گزارش وزارت دفاع به کنگره در آوريل 2010 آمده است که «با کمکهاي خارجي مناسب، ايران احتمالاً بتواند تا سال 2015، برنامه موشکهاي بالستيک قارهپيما با قابليت هدف قرار دادن ايالات متحده را توسعه داده و آزمايش کند.» عبارات مهم در اينجا «توسعه و آزمايش» است. در اين گزارش از در اختيار داشتن موشکهاي بالستيک قارهپيماي عملياتي تا سال 2015 سخني به ميان نيامده است. بلکه ايران ميتواند آزمايشهاي مقدماتي و تأييدي موشکهاي بالستيک قارهپيما که قادر به رسيدن به ايالات متحده باشند را تا سال 2015 انجام دهد.»
4. متهم کردن ايران به تلاش براي ترور سفير عربستان در خاک آمريکا
در 19 مهر 1390 (11/10/2011) شبکه تلويزيوني VOA آمريکا در خبري فوري ادعا کرد که ايران در چند ترور و انفجار مداخله داشته است. اين شبکه مدعي شد که يک ايراني به اتهام تلاش براي ترور سفير عربستان و انفجار سفارتهاي عربستان و اسرائيل در آمريکا دستگير شده است.
در همين راستا، وزير دادگستري آمريکا و رييس افبيآي نيز مدعي شدند که دو ايراني به نامهاي منصور ارباب سيار و غلام شکوري که فرد اول دستگير شده و ديگري به ايران گريخته است، قصد ترور سفير عربستان در خاک آمريکا را داشتهاند. همچنين ادعا شد که اين دو نفر از اعضاي سپاه قدس ايران بوده و براي انجام اين عمليات يک و نيم ميليون دلار پول دريافت کرده و با کارتلهاي مواد مخدر مکزيک نيز همدست بودهاند.
مقامات آمريکايي حتي سليقه به خرج داده و بر روي اين طرح ادعايي نام «عمليات ائتلاف قرمز» را نهادهاند. تاريخ ميلادي اعلام اين اتهامات نيز در خور توجه است، چرا که به گونهايست که ميتوان به آساني آن را به ذهن سپرد و در ارجاعات بعدي از آن استفاده کرد.
5. نمايش گاهشمار در سايت اتحاد عليه ايران هستهاي براي توجيه اقدامات خصمانه آمريکا عليه ايران
وبگاه «اتحاد عليه ايران هستهاي» (UANI) با راهاندازي گاهشماري در وبگاه خود، به مراجعهکنندگانش اينگونه القا ميکند که باراک اوباما رييسجمهور آمريکا مدتهاست به ايران پيشنهاد همکاري و مذاکره داده و اين ايران است تا کنون از اين پيشنهاد وي استقبال نکرده و آن را رد ميکند. اين امر که خود نوعي عمليات روانيست، توجيه لازم را براي انجام اقدامات خصمانه آمريکا عليه ايران را به وجود ميآورد.
![]()
6. انتشار فيلم «ايرانيوم» و متهم کردن ايران به داشتن سلاح هستهاي
در 19 بهمن 1389 (08/02/2011) فيلم مستندي با نام «ايرانيوم» که تلفيق دو واژه «ايران» و «اورانيوم» است، توسط صندوق کلاريون منتشر شد. اين مستند 60 دقيقهاي که به زبانهاي انگليسي، عربي، فرانسوي، و فارسي است، سعي دارد اينگونه القا کند که ايران تهديدي براي همه کشورها بوده و به سلاح اتمي دست خواهد يافت. در ساخت اين مستند از مصاحبه با تعدادي ايراني و آمريکايي فعال در عرصه ايرانستيزي استفاده شده است. گفتماني که در اين مستند و ديگر اخبار مرتبط با فعاليتهاي هستهاي ايران بکار گرفته شده است، به گونهايست که به مخاطب اينگونه تلقين ميکند که ايران نه تنها در حال ساخت بمب هستهايست بلکه در نظر دارد از آن براي نابودي جهانيان و سلطه بر جهان استفاده کند. چنين ادعاهايي در حالي صورت ميگيرد که بازرسان آژانس بينالمللي سازمان ملل هيچگاه نتوانستهاند مدرکي دال بر ساخت سلاح هستهاي توس ايران ارائه دهند.
7. ادعاي حمله ايران به آمريکا از طريق بمب ايامپي
اين سلاح مؤثر «بمب الکترومغناطيس»(EMP) نام دارد که اساس و عصاره آنها چيزي نيست جز يک پرتو شديد و آني از امواج راديويي که قادر است همه مدارهاي الکتريکي را که در سر راهش قرار گيرد نابود سازد. به دليل وابستگي شديد جوامع پيشرفته به تکنولوژي، استفاده از بمبهاي الکترومغناطيس ميتواند سبب فلج شدن روند زندگي در يک جامعه وابسته به تکنولوژي شود.
از سوي ديگر با عمليات رواني ايالات متحده در مورد حمله تروريستي به خاک آمريکا، در سريالهاي استراتژيک «جريکو» و يا «24» که در آن آمريکا را آماج حملات تروريستي اتمي ميبينيم، اين شائبه وجود دارد که ايالات متحده، 11 سپتامبر ديگري را به صورت ساختگي با حمله EMP به خود مرتکب خودزني ديگري شود و از آنجا که از قبل ايران را مستعد براي حمله به آمريکا نشان داده است، اتهام حمله به آمريکا را به ايران نسبت دهد و دست به اقدامات تلافيجويانه بزند. فيلمهايي همچون فيلم مزبور مهياکننده بستر لازم در عمليات رواني و بستر سازي براي اتهام به ايران براي حمله به خاک آمريکا است.
بر روي خروجي سايت شيلد امريکا فيلم کوتاهي قرار داده شده تا اين تهديد را جديتر از پيش نشان دهد و مردم را تحريک کند تا از دولتمردان آمريکا بخواهند که برايشان سپر موشکي تاسيس و راهاندازي نمايند تا از تهديد EMP ايران مصون بمانند. لذا اين روايت آمريکا از تهديد نشان دادن ايران اتمي، فرصتي براي آمريکا ايجاد ميکند تا در ميان مردم، بستر لازم را براي تاسيس سپر موشکي فراهم نمايد.
ترجمه متن فيلم به شرح زير است:
رهبران ايران اظهار ميدارند که جهان بدون آمريکا هم ممکن است، و هم عملي. آنها براي نابودي آمريکا استراتژي دارند. کارشناسان مرکز سياست دوحزبي ميگويند که ايران در تلاش براي ساخت سلاحهاي هستهاي و آزمايش موشکهايي که ميتوانند آنها را حمل کنند ميباشد و بودجه تروريستهايي که ميتوانند از آنها استفاده کنند را نيز تأمين ميکند. نوشتههاي نظاميان ايران به صراحت حاکي از حمله هستهاي به آمريکا ميباشد. کشتياي در نزديکي سواحل ما، يک موشک داراي کلاهک هستهاي شليک ميکند. موج انفجار حاصل از آن سبب ايجاد يک شوک عظيم انرژي به نام «پالس الکترومغناطيسي» ميشود، که سامانههاي الکترونيکي سراسر آمريکا را از کار مياندازد.
برق قطع ميشود!
ارتباطات نظامي و غيرنظامي فلج ميگردد!
تلفنها و رايانهها از کار ميافتند!
نه غذايي. نه آبي.
اقتصاد در آشوب!
ميليونها نفر بر اثر گرسنگي و يا نياز به دارو ميميرند.
جهانِ بدون آمريکا، تا آنجا که ما ميدانيم، چيزي است که ايران بدان دست پيدا خواهد کرد، چرا که ما بي دفاع هستيم. از رهبران ما بپرسيد که آنها در اين خصوص چه طرحي دارند.
8. فيلم تبديل شوندگان 3 و حمله آتوباتها به کشوري هستهاي ايران
جديدترين قسمت فيلم سهگانه تبديلشوندگان با عنوان «نيمه تاريک ماه» که به ادامه ماجراهاي روباتهايي به نام آتوباتها ميپردازد، با دستمايه قرار دادن موضوع پرونده هستهاي ايران قصد دارد تا علاوه بر برآورده کردن نيات سياستمداران آمريکا، بر جذابيتهاي فيلم خود بيفزايد.
اين فيلم در بخش ابتدايي و در حالي که سعي دارد از زبان آفتيموس پرايم (سردسته آتوباتها) صحبت کند، تاکيد ميکند که ما در حال حاضر در حال همکاري با متحدين خود ــ يعني دولت ايالات متحده ــ براي حل درگيريهاي انساني و جلوگيري از آسيب رساندن بشر به خود هستيم!
هرچند اين فيلم با استفاده از جلوههاي ويژه رايانهاي و مسائل سياسي سعي در جذب هر چه بيشتر مخاطبان و تأثيرگذاري بر آنها بود، اما با اين حال همين ويژگيها باعث شد تا انتقادهاي زيادي متوجه اين فيلم و کارگردان آن «مايکل بي» گردد. آمبروز هرون منتقدي که در سايت فيلم ديتيل به نقد اين فيلم پرداخته است، استفاده سياسي اين فيلم از موضوع برنامههاي هستهاي ايران را غيرقابل انتظار دانسته و اين کار را آن هم با حضور مدير فيلمبرداري آن، امير مکري، بيشتر به يک جوک تشبيه کرده است.
اندرو شاو يکي ديگر از منتقدان نيز اين نوع بهرهبرداري سياسي را کاري تکراري و سخيف دانسته و ميگويد: «ظاهراً اين فيلم قرار است به مسائل داغ سياسي و کهنهاي چون نيروگاههاي غنيسازي هستهاي ايران بپردازد.»
9. معرفي ايران به عنوان يک کشور تروريستي در قسمتي از فيلم آشوب
سريال آمريکايي CHAOS که به سفارش شبکه سيبياس ساخته شده و از اين شبکه نيز پخش ميشود، در يکي از قسمتهاي خود به امام خميني (ره) و حزبالله لبنان پرداخته و آنها را به عنوان مروجين و عاملان تروريسم معرفي ميکند. نام اين سريال برگرفته از عبارت Clandestine Homeland Administration and Oversight Services است که به معناي «خدمات سري مديريت و نظارت ملي» ميباشد.
قسمت هفتم اين سريال از آنجا حائز اهميت است که ابتدا با پخش يک مکالمه ضبطشده و بردن نام امام خميني «ره» و القاي حضور مأمور حزبالله در کشور فرانسه شروع ميشود. در ادامه گروه ويژه سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا برخلاف تمايلات بروکراتها به فرانسه سفر ميکند. در اين قسمت شاهد درگيري ميان دو نوع تفکر هستيم. از يک سو تفکر شيعه حزبالله لبنان که از آمريکا کينه ديرينهاي دارد و از طرف ديگر سازمان اطلاعات آمريکا CIA که گويا توانايياش در يک گروه کوچک از قهرمانان ساختگي خلاصه شده است. در بخش ديگري از اين سريال شاهد گفتگويي بين آمريکاييها هستيم مبني بر اينکه مأمور حزبالله براي نجات جان خود همرزمش را فدا کرده و خود فرار ميکند. در مقابل آمريکاييهاي ظاهراً فداکار همکار خود را به هيچ وجه تنها نميگذارند. اما نگاهي به واقعيات و اخبار چند دهه گذشته بيانگر واقعيتي ديگر است.
همچنين در قسمت دوازدهم اين سريال، با الهام از ماجراي دستگيري سه جاسوس آمريکايي که در رسانههاي غربي کوهنورد معرفي شدند، يک تيم تحقيقاتي براي پيگيري چند کوهنورد که به جرم جاسوسي دستگير شدهاند عازم ايران و زندانهاي آن ميشوند. در اين قسمت تصويري که از ايران ارائه ميشود اين است که در ايران انسانهاي بيگناه و مخالف حکومت را به جرم جاسوسي دستگير کرده و به زندان مياندازد.
10. مناظره انيميشني براي توجيه استفاده آمريکا و رژيم صهيونيستي از بمب اتم و تقبيح ايران
در اين انيميشن تلاش شده است تا با مناظرهاي که بين دو فرد صورت ميگيرد، فعاليتهاي هستهاي آمريکا و اسرائيل و بکارگيري بمب اتم در جنگ جهاني دوم توسط آمريکا توجيه شود و در عين حال فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران به معناي نابودي آمريکا و اسرائيل معرفي گردد. سازندگان آن در توجيه علت استفاده آمريکا از بمب اتم در جنگ جهاني دوم بيان ميدارند که آمريکا با اين کار قصد پايان دادن به جنگ و جلوگيري از مرگ و مير هرچه بيشتر انسانها را داشته است.
اين انيميشن داراي يک شخصيت به ظاهر عاقل و حامي آمريکا و اسرائيل و نيز يک شخصيت سادهلوح که حامي ايران است ميباشد. همچنين در اين انيميشن ايران کشور حامي تروريست جهاني معرفي شده است.
متن کامل اين گفتگو به شرح زير است:
الف (طرفدار ايران): ميدوني، از نظر من ايران بايد حق برخورداري از برنامه هستهاي را داشته باشد.
ب (طرفدار آمريکا و اسرائيل): خوبه.
الف: منصفانه نيست که برخي کشورهاي از جمله آمريکا و اسرائيل حق برخورداري از سلاحهاي هستهاي را داشته باشند و ايران نداشته باشد. همه بايد حق استفاده از فناوري هستهاي را داشته باشند.
ب: آيا اطمينان ميکني که به دست يک بنيادگراي شبه نظامي در يک خيابان شلوغ يک مسلسل بدي؟
الف: نه، البته که نه.
ب: پس اگه به تو بگم که ايران بزرگترين دولت حامي تروريستهاست چي؟ آيا تو باز هم اعتماد ميکني که آنها سلاح هستهاي داشته باشند؟
الف: ولي کي گفته ميشه به آمريکا هم اعتماد کرد؟ آنها تنها کساني بودند که از سلاحهاي هستهاي استفاده کردند. اين هم تروريسم به حساب ميآيد.
ب: تو .... فقط ... خسته ميکني ... ذهن منو. فکر نميکنم که پايان دادن به جنگ جهاني دوم با مرعوب ساختن و غلبه بر کشورهاي همسايه با هم برابر باشند. هر چه تعداد کشورهاي داراي سلاح هستهاي بيشتر باشد، دنيا تبديل به مکان خطرناکتري ميشود.
الف: درسته. گسترش توليد اتمي بد است. اما اسرائيل مجاز است تا سلاحهاي هستهاي داشته باشه و آنها هر روز عليه فلسطينيها دست به اقدامات تروريستي ميزنند.
ب: بهتر اينه که هيچ کشوري داراي سلاحهاي هستهاي نباشه. اما روزانه تو چقدر نسبت به برنامه هستهاي اسرائيل احساس تهديد ميکني؟ علاوه بر اين، اگر تو يک اسرائيلي بودي، چقدر نسبت به ايران هستهاي که تنها به اندازه فشار دادن يک دکمه با بمب نزديک است، احساس تهديد ميکردي؟
الف: بله. ولي ايران ميگويد که برنامه هستهاي آن صلحآميز است.
ب: ظاهراً تو از آن دسته از آدمهايي هستي که حرف يک مرد چهل ساله در کاميون بينام و نشان را که ميگويد بارم آب نبات است باور ميکني؟
الف: من آب نبات دوست دارم.
ب: آآآ. به هر حال، صرف ميلياردها دلار بر روي برنامههاي صلحآميز انرژي هستهاي اين سؤال را براي من به وجود مياره که وقتي تا خرخره در نفتي چه نيازي به اين سرمايهگذاري است. چرا ايران بايد برنامه خود را از بازرسان مخفي نگه داره اگر واقعاً چيزي براي پنهان کردن نداره؟
الف: اين مسئله من رو هم ناراحت ميکنه. اما حتي اگر آنها سعي داشته باشند سلاح هستهاي بسازند، هيچوقت از آن استفاده نخواهند کرد.
ب: در ميان کشورهاي ديوانه، ايران تنها فقط يک پله از کره شمالي پايينتر است و ضمناً ايران بسياري از فناوريهاي هستهاي و موشکياش را از اين کشور ميگيرد. جالبتر از همه اين که حتي اگر رژيم ديوانة ايران نخواهد به تلآويو حمله هستهاي کند، ميتواند به آساني اين سلاحها را به شبهنظامياني بدهد که حتي از آنها ديوانهتر هستند.
الف: چرا همش جنبه بد قضيه را ميبيني؟ پاکستان در دهه 90 سلاحهاي هستهاي را به دست آورد. اين کار فقط يک تعصب ضد اسلامي است.
ب: در واقع سلاحهاي هستهاي پاکستان براي جهان يک فاجعه بوده است. حتي اگر سلاحهاي هستهاي شليک نشوند، فناوري آن در سراسر جهان گسترش مييابد. اکنون CIA مجبور است شب و روز کار کند تا القاعده نتواند به پلوتونيوم دست پيدا کند. حتماً الآن ميخواي بگي که اين فقط بهانهاي براي گرفتن نفت ايران است.
الف: تمام اين حرفها درست مثل سلاحهاي کشتار جمعي (WMD) صدام است. اين بهانهاي است براي حمله به ايران و گرفتن تمام نفت آن.
ب: نه. ما نيازي به نفت ايران نداريم. اما اگه ايران مجاز به داشتن سلاحهاي هستهاي بشه، احتمال وقوع جنگ بسيار زياد است. اين فناوري در رقابتي نظامي در خاورميانه گسترش يافته و پخش ميشود و اين دقيقاً همان چيزي که اين بخش از دنيا الآن کم داره. گروههاي تروريستي مانند حماس و حزبالله و شورشيان عراق و افغانستان، تحت پوشش چتر هستهاي ايران، جرات ميکنند تا به آمريکا و همپيمانانش حمله کنند. آمريکا و سازمان ملل از تهديد تحريم استفاده کردند تا بتوانند ايران را به گونهاي صلحآميز تشويق به کنار گذاشتن برنامه خود کنند، بدون اينکه نيازي به زور باشد.
الف: ببين. تحريم ابزار تجاوز امپرياليسم است.
ب: تحريمها عملياتهاي خرابکاري را آشکار کرده و برنامه هستهاي ايران را شديداً به عقب رانده است، و در بروز جنگ فاصله انداخته است. از نظر من اين کار راهحل مناسبي ميباشد.
الف: سعي نکن من رو با نظرات امپرياليسمي غربي گيج کني. روز به خير آقا. گفتم روز به خير.
ب: خوب، کاميون بينام و نشاني رو که دربارش صحبت کردم يادت مياد؟ آنها دارند همين الآن آب نبات ميدهند.
الف: واقعاً؟ پس من بايد برم.
11. توجيه اذهان عمومي براي حمله آمريکا به ايران در کارتون «مرد خانواده»
شبکه فاکس قرن بيستم آمريکا، انيميشني آمريکايي با عنوان «مرد خانواده» توليد و پخش نموده است که نقش اصلي فيلم در آن با صراحت ميگويد: بايد به ايران حمله کنيم! اين بخش يکدقيقهاي از فيلم که مربوط به يکي از قسمتها تحت عنوان «بازديد از محل سابق مرکز تجارت جهاني» است و حاوي ديالوگ حمله به ايران است. در اين قسمت خودزني سياسي آمريکا در حمله به برجهاي تجارت جهاني را به کشورهاي اسلامي نسبت داده و در نهايت اين نتيجه اتخاذ ميشود که بايد به ايران حمله کنيم!
مدتهاست که رسانههاي غرب، موضوع «ايرانهراسي» و «اسلامهراسي» را به عنوان يکي از مهمترين سرفصلهاي جنگ نرم، در برنامه خود قرار داده و براي آن سريال، فيلم سينمايي و انيميشنهاي زيادي را ساخته و خواهند ساخت. يکي از اين رسانههاي غربي که روي محور ايرانهراسي فعاليت بسياري انجام داده است «کمپاني فاکس قرن بيستم» است که اتفاقاً متعلق به فردي يهودي به نام رابرت مرداک است. در «مرد خانواده» که موضوع آن خانوادهاي است که در يک شهر خيالي زندگي ميکند، در يکي از قسمتها تحت عنوان «بازديد از محل سابق مرکز تجارت جهاني» از زبان يکي از کاراکترها به نام پيتر (پدر خانواده) به حمله به ايران اشاره ميشود. پيتر قصد دارد خانواده خود را براي تفريح به گرند کنيون (درهاي عميق در سر راه رودخانه کلرادو واقع در شمال ايالت آريزونا که يکي از عجايب طبيعي جهان محسوب ميشود) ببرد. آنها با ماشين شخصيشان به سوي اين محل راه ميافتند که ناگهان از محل سابق مرکز تجارت جهاني (که در حملات يازده سپتامبر نابود شد) سر در ميآورند.
پسر خانواده ميپرسد: «چرا ما آمديم نيويورک؟ من فکر کردم ميخواهيم برويم گرند کنيون!» مادر خانواده پاسخ ميدهد: «براي گراميداشت قربانيان.» پدر خانواده (پيتر) ميگويد: «اينجا جايي است که اولين انسان پير شد.» سگ خانواده (برايان) حرف او را تصحيح کرده و ميگويد: «پيتر، اين محل حملات تروريستي يازده سپتامبر است.» پيتر ميپرسد: «صدام حسين اين کار را انجام داد؟» برايان ميگويد: نه.
ـ ارتش عراق؟
ـ نه.
ـ يک نفر از عراق؟
ـ نه.
ـ همان زني که يک بار از عراق ديدن کرد؟
ـ نه پيتر، عراق هيچ نقشي در اين حمله نداشت. آن کار يک مشت عربستاني، لبناني و مصري بود که از سوي يک فرد عربستاني حمايت مالي ميشدند، در افغانستان زندگي ميکردند و پاکستانيها هم به آنها پناه دادند.
ـ منظورت اينه که ما بايد به ايران حمله کنيم؟
12. بازي ميدان نبرد 3
ميدان نبرد 3 (Battlefield 3) نام يک بازي جنگي است که در تاريخ 25 اکتبر (3 آبان) براي کنسولهاي PS3، Xbox 360، و رايانههاي شخصي به بازار عرضه شد. اين بازي يک بازي تيراندازي اول شخص است که توسط شرکت EA Digital Illusions CE توليد و به وسيله شرکت Electronic Arts عرضه گرديد. در اين بازي شما نقش تفنگداران نيروي دريايي آمريکا را داريد که طبق معمول با نام عباراتي چون آزادي و مبارزه با تروريسم به کشورهاي ديگر از جمله ايران حمله ميکنيد.
مضامين سياسي موجود در اين بازي و نيز رقابت تجاري بسيار شديد الکترونيک آرتس با شرکت اکتيويژن و بازي معروف آن يعني «نداي وظيفه: جنگ مدرن 3»، شرکت سازنده را واداشت تا دست به تبليغات گسترده و ساخت فيلمهاي تبليغاتي بزند. نام نخستين سري از اين فيلمهاي تبليغاتي «عمليات زمين فوتبال: تماس» گذاشته شده است.
13. انتشار کتاب توسط آمريکا در مورد آغاز جنگ جهاني سوم توسط ايران
بيسيل ساندس يک نويسنده آمريکايي است که کتاب داستاني را با عنوان «آخرين پرواز کارل» منتشر کرده است. اين کتاب داستان 21 فصل دارد که در فصلهاي 6 ، 8 ، 13، 17، 19 و 21 به موضوع ايران پرداخته است.
نکته جالب و حساس اين کتاب داستان وجود آرم وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران بر روي يک تصوير قارچ انفجار اتمي است که بر روي جلد اين کتاب خودنمايي ميکند. ماجرا از اين قرار است که يک شاتل فضايي آمريکا در فضا دچار سانحه ميشود و به زمين سقوط ميکند، در واقع زميني که اين شاتل در آن سقوط ميکند جايي نيست جز خاک استان خراسان در جمهوري اسلامي ايران. نويسنده کتاب در اين داستان بيان ميکند که مقامات جمهوري اسلامي پس از سقوط اين شاتل فکر ميکنند که به ايران حمله اتمي شده و خدا اين حمله اتمي را از سر ايران رفع کرده و اين حمله ناموفق بوده است. در ادامه داستان بيسيل ساندس نوشته است که مقامات ايران چون اين اقدام را اقدامي خصمانه عليه خود ميدانند، به پايگاههاي نظامي آمريکا در کشورهاي همسايه حمله ميکنند که نام کشور عربستان سعودي نيز در اين داستان نگاشته شده است. نويسنده در بخش ديگري از داستان خود نيز اين مسئله را مطرح ميکند که سقوط شاتل و تصميم ايران که منجر به حمله اتمي شده، جهان را وارد جنگ جهاني سوم ميکند.