یکی از مهمترین اصول سازمان ملل از بدو تشکیل آن یعنی پس از جنگ جهانی دوم اصل شفافیت وعدم پنهان کاری درمیان دولتهاست.به گونه ای که از همان ابتدای تشکیل سازمان ملل این اصل به عنوان یکی از مهمترین رکن‌ها و سنگ بنای روابط بین الملل قرار داده شد.

در این میان موضوعی که تا به امروز پس از گذشت سالها از تاسیس سازمان ملل مد نظر بوده میزان عمل کردن دولتها به این اصل مهم می باشد، چرا که از قرار معلوم برخی دولتها به ویژه دولتهای غربی علاقه چندانی به این امر نداشته اند و با سیاستهای پنهان خود به ویژه  با دخالت در اموردیگر کشورها این اصل مهم سازمان ملل را نقض کرده اند.

به گونه ای که اسناد افشا شده زیادی دراین زمینه وجود دارد که نشان دهنده دخالت پنهان آمریکا در دیگر کشورهاست.دخالت در سومالی،کمک به افغانها در جنگ با شوروی وتلاش برای ایجاد آشوب در کشورهای گوناگون ،تلاش برای کودتا ۱۳۲۹در ایران و مداخله در این موضوع در زمان محمد رضاشاه پهلوی،کمک به محمد رضا برای سرکوب انقلاب اسلامی سال  ۵۷ ایران، دخالت در مجارستان وکوبا وحتی بحران کره وحتی به وجود آوردن طالبان از مصادیق بارز دخالت پنهان آمریکا وسیاستهای پنهانی این کشور است. این موضوع در حالی رخ داده که آمریکا تاکنون هر گونه دخالت خود در کشورهای دیگر را به شدت رد کرده وهیچ گاه صادقانه به کمک ویا سیاستهای پنهانی خود اشاره ای نداشته است.

دراین بین درحالی که این رفتار آمریکا به طور قطع ناقض کلی این اصول است.رهبر معظم انقلاب اسلامی در نمازجمعه 14 بهمن با اعلام سیاستهای صریح و آشکار جمهوری اسلامی به نوعی بر اصل صداقت جمهوری اسلامی در مسائل خارجی تاکید کردند.ایشان در صحبتهای خود به عدم دخالت ایران در امور بحرین به صورت صریح اشاره داشتند و بر کمک ایران وسیاستهای ایران در جنگ ۳۳روز تاکید کردند وهمچنین کنار این موضوع به صورت آشکار سیاستهای جمهوری اسلامی ایران درمقابل اسرائیل را اعلام نمودند.

در واقع صحبتهای رهبر انقلاب اسلامی مصداق بارز دیپلماسی شفاف است و این در حالی است که  در طرف مقابل آمریکا هر روز سیاستهای خود را به زیر لایه های پنهان دیپلماسی وچانه زنی‌های مخفیانه و رفتارهای دوگانه سوق می دهد و علاوه بر این مداخلات گسترده پنهانی در امور دیگر کشور انجام می دهد، به گونه ای که بررسی آنها به اندازه چندین مقاله علمی خواهد شد.

ممکن است این فکر توهم‌گونه، برای برخی سیاسیون غربی همیشه وجود داشته باشد که رفتار پنهانی در عرصه سیاسی برگ برنده آنها خواهد بود. در این میان باید به این مسئله اشاره داشت که رفتارها و سیاستهای پنهانی غرب همیشه نقش مهمی در انزجار کشورهای دیگر از کشورهای غربی داشته است و همین امر باعث افول مشروعیت دولتهای غربی در عرصه بین المللی شده، به گونه ای که بسیاری از کشورهای جهان عامل امروز بحرانهای جهان را، رفتار های پنهان دولتمردان غربی می دانند.

همچنین باید به این مسئله اشاره داشت که دولتهای غربی تاکنون همین پنهان کاریهای سیاسی خود را در مورد ایران اعمال کرده اند، به گونه ای که دولت ایران همیشه چه در مسئله هسته ای وچه در دیگر مسائل نهایت تلاش خود را در شفافیت رفتاری به کار گرفته درحالیکه دولتهای غربی نه تنها از این صداقت ایران در راه تعامل منطقی استفاده نکرده اند، بلکه با حیله های سیاسی وبازیهای پنهان سیاسی در سوء استفاده از صداقت ایران گام برداشته اند.

نمونه بارز این موضوع را می توان در صحبتهای رهبر انقلاب اسلامی در نماز جمعه هفته پیش به عینه مشاهده کرد، ایشان در جایی از صحبتهای خود به رفتاردوگانه اوباما وتناقض حرفها وعملش به عنوان رئیس جمهور آمریکا اشاره داشتند که این موضوع باز هم تاکید چندباره ای برای تناقض گویی حرفها ودیپلماسی آمریکایی است.

با تمام این تعابیر سوالی که ممکن است که مطرح شود این است که دولت جمهوری اسلامی چگونه از این پس باید به این کشورها اعتنا کند؟چرا که نظام جمهوری اسلامی ایران تا به امروز با اتخاذ سیاستی شفاف در همه زمینه ها تلاش کرده تا راه هر گونه بهانه گیری را بر غربی ها ببندد که مصداق بارز این موضوع را می توان در صحبتهای رهبر انقلاب اسلامی به عینه دید.

به هر صورت بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی دراین زمینه از مصادیق بارز احترام به تمام عرفهای دیپلماسی جهانی بود که تا به امروز از سوی خود دولتهای غربی نادیده گرفته شده است.دراین میان براساس همین پنهان کاریهای سیاسی اگر بخواهیم کسی را مسئول این موج بی اعتمادی در جهان بدانیم بدون شک باید انگشت اشاره را به سوی دولتهای غربی نشان گرفت.