اين چند روزي که شانزدهمين اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران برگزار مي شد يک نکته خيلي به چشم مي آمد و آن تکرار همان گفتمان انقلاب اسلامي در ميان سخنراني هاو نظرات هيئت هاي شرکت کننده بود. غالب حاضران در اين اجلاس همان حرف هايي را مي زدند که جمهوري اسلامي ايران از بعد از پيروزي انقلاب براي اولين بار به صورت رسمي آنها را مطرح کرده است و البته بر آنها نيز تاکيد و اصرار نموده است.

مسئله اصلاح مديريت جهاني ، مسئله مقابله با جريان سلطه به سرکردگي آمريکا و دفاع از آرمان فلسطين آزاد و... از جمله محورهاي کليدي و آرمان هاي انقلاب اسلامي بود که به عينه مشاهده کرديم با يک استقبال جهاني روبه رو شده است . اين استقبال به نحوي بود که نخست وزير رژيم صهيونيستي را نيز به شدت خشمگين کرد تا جايي که نتانياهو با تعجب پرسيد چرا وقتي رهبر ايران سخنان ضد اسرائيلي را مطرح مي کرد هيچ کسي از جاي خود پا نشد؟!

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2010/09/570275_orig.jpg


پس مي توان نتيجه گرفت که امروز گفتمان انقلاب اسلامي در ميان نخبگان جهان سياست علي الخصوص در کشورهاي جهان سوم با استقبال روبه رو شده است و اين در حالي است که به زعم نگارنده دستيابي به اين همه موفقيت آن هم با وضعيت رسانه اي ما غيرعادي و نشانه اي از يک موهبت الهي است.

امروز جنگ ،جنگ رسانه اي است . هرچند در اين ميان برخي ساده لوحان سياسي همچنان دم از توهم جنگ نرم مي زنند اما واقعيت امروز جهان چيز ديگري را حکايت مي کند. امروز دو گفتمان متغاير در نبرد هستند . از يک سو گفتمان غرب ليبرال در فضاي عمومي جهان حضور دارد و از ديگر سو گفتماني جديد از درون اسلام ناب محمدي (ص) جوشيده است که داعيه داري نظم نوين در جهان را دارد و در مقابل بسياري از آرمان ها و شعار هاي ليبرال دموکراسي علامت سئوال قرار داده است. آرمان ها و اهداف گفتمان انقلاب اسلامي دقيقا در برابر حکومت جهاني لبيرال دموکراسي قرار
مي‌گيرد. زيرا در ليبراليسم اساس بر من خودبنياد گر، فردگرايي و لذت‌گرايي است و به عبارت بهتر تفکرات اومانيستي تمامي ساحت‌هاي
سياسي اجتماعي را تکوين مي بخشد.حال آنکه در تفکر اسلامي اساس بر تعالي انسان ها و اتکال بر روح خدا سرشت انسان ها است .
گفتمان «انقلاب اسلامي» پس از طرح در عرصه جهاني، به وضوح «امپراتوري جهاني سازي» را به تمام معناي آن به چالش كشيد و به سرعت به «ديگري» جهان غرب تبديل شد. انقلاب اسلامي بويژه زماني كه «رسالت جهاني» خود را روشن مي سازد و امام راحل
(‌رضوان الله تعالي عليه) اعلام مي دارند:« اين واقعيت و حقيقت را بارها اعلام نموده ايم كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم» در نگاه غرب و غرب گرايان از يك جابه جايي ساده قدرت سياسي در گوشه اي از دنيا فراتر مي رود.در واقع انقلاب اسلامي و گفتمان آن که پيام‌آور
«نوع ديگري از زيستن» است و در انگاره هاي فلسفي و فكري خود نيز هيچ قرابتي با الگوي هاي جهانداري غربي ند ارد و روزنه تازه اي است براي آماده سازي جهاني براي تحقق آرمان هاي الهي که در آن دنيا در کنار آخرت طرح مي گردد.

اما اکنون و در آغازين سالها از هزاره سوم ميلادي تصادم ميان گفتمان انقلاب اسلامي و گفتمان حاکم بر غرب روبه فزوني گذاشته
و در ميان تصادم ايدئولوژيک است که جنگ رسانه اي آغاز
مي‌شود. جنگ رسانه اي که سعي دارد طرف ديگر را باطل و خود را مردي سپيد پوش از ميان ابرهاي حقايق جلوه دهد و در ميانه اين جنگ عظيم رسانه اي چه سخت است تشخيص حق از باطل.

اما به راستي ما براي ارائه حق خود به جهان چقدر تلاش کرديم و چه برنامه هايي را طرح کرده ايم؟ کدام رسانه ما چنين رسالت عظيمي را براي خود تعريف کرده است ؟ صدا و سيماي برون مرزي ما چه قدر قوي است؟ سينماي ما به کدام سو مي رود ؟ مطبوعات ما فکري براي جهاني شدن دارند؟

و اين در حالي است که دشمنان بر طبل باطل خود چنان مي کوبند که صداي آن گوش جهان را کر کرده است. امام خامنه اي مد ظله العالي در بيانات راهگشاي خود در افتتاحيه شانزدهمين اجلاس سران جنبش عدم تعهد که بايد آن را سندي تاريخي براي اين جنبش نيز حساب کنيم در خصوص اين جنگ رسانه اي مي فرمايند:[غربي ها] با شبكه‌ رسانه‌ايِ انحصاريِ سازمان‌يافته، دروغهاي خود را راست، و باطل خود را حق و ظلم خود را عدالت‌طلبي وانمود مي‌كنند و در مقابل، هر سخن حقي را كه افشاگر فريب آنها است، دروغ و هر مطالبه‌ برحقّي را ياغيگري مي‌نامند. در اين وضعيت به نظر مي‌رسد که طرح اين سئوال از مسئولين ، اساتيد دانشگاه ، نخبگان و خود مردم بجا باشد که بگوييم به راستي ما در ميانه اين جنگ رسانه اي چه مي کنيم؟ مسئوليت ما در قبال رسالت عظيم تبليغ اسلام چيست ؟ استاد دانشگاه ما براي تسخير گفتمان جهاني چند جلد کتاب نوشته است و چند ساعت تحقيق کرده است؟ نخبه ما از هوش بالاي خود در اين جنگ نامتقارن چه نفعي به اسلام رسانده است و مردم ما چقدر توانسته اند خود را در برابر موشک‌هاي تهاجم رسانه اي غرب ايمن کنند؟ پدر و مادر ها چقدر در کنار فرزندانشان نشسته اند و در خصوص اين جنگ بزرگ و البته غرور آفرين صحبت کرده اند؟ اينها سئوالاتي است که ما بايد براي آنها جواب هاي قانع کننده اي را ارائه دهيم چرا که ما در برابر قرآن و ائمه هدي مسئوليم . اين دو امانتي هستند در دستان ما که بايد به رهنمودهاي آنها عمل کنيم.